حكيم ابوالقاسم فردوسى
85
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
كه فرزند بد گرد بود نرّه شير * به خون پدر هم نباشد دلير و اين چنين بود كه ضحاك فرومايهء بيدادگر ، به اين چاره ، تخت پدر را به چنگ آورد و تاج شاهى تازيان بر سر نهاد . اهريمن كه ديد ضحاك به فرمان اوست ، به دو گفت : ديدى كه چون به سوى من تاختى ، به آنچه كه مىخواستى رسيدى . اينك اگر همچنين سر از پيمان من بر نتابى ، كارى كنم كه بر گيتى پادشاه گردى و همه فرمانبردار تو گردند . آنگاه اهريمن چارهاى ديگر انديشيد . خواليگرى « 1 » كردن ابليس پس اهريمن خود را بسان جوانى سخنگو و پاك بياراست و به درگاه ضحاك رفت و او را آفرين بسيار گفت و خود را خواليگرى زبردست خواند . ضحاك او را بنواخت و دستور ضحاك ، كليد خورش خانهء شاهى را به دو سپرد . در آن زمان خوراك بيشتر مردم از رستنيهاى از زمين بود و چون پرورش جانوران براى بهره از گوشت آنها هنوز چندان آيين « 2 » نگشته بود ، « 3 » پس اهريمن بدكردار آهنگ كشتن
--> ( 1 ) - خورشگرى ، طباخى ، آشپزى . ( 2 ) - مرسوم ، رايج . ( 3 ) بر طبق اين روايت گويا پرورش حيوانات براى استفاده از شير و فرآوردههاى آن و نيز براى حمل و نقل بود و گوشتخوارى در آن زمان مرسوم نشده بود . اما اين روايت حكيم فردوسى مقدارى متناقض هست چرا كه پيشتر در بخشى كه از تهمورس سخن به ميان آورده ، مىفرمايد كه تهمورس ، سياهگوش و يوز را از درندگان به ميان مردم آورد و باز و شاهين را نيز دست آموز كرد كه از همه اينها در شكار حيوانات استفاده مىشده و طبعاً شكار هم براى خوردن گوشت شكار بوده است . و نيز در ادامه همان بخش مىگويد مرغ و خروس را هم براى سود بردن مردم بياورد . در اينجا مىتوان اين احتمال را داد كه گوشتخوارى از زمان تهمورس در برخى نقاط آغاز گشته بود اما در يمن مرسوم نبوده است . البته بايد در نظر داشت كه رواياتى نيز برآنند كه اين جمشيد يا مشى و مشيانه بودند كه نخستين بار گوشتخوارى را آغاز كردند . به هر حال در اين امر روايات مختلفى وجود دارد و نظر قاطعى نمىتوان ابراز داشت ، چنان كه حكيم فردوسى نيز گويا روايت واحد متقنى در اين مورد نيافته بوده است .